معنی و تعریف
[ دَ ] (ق مرکب) از اینجا. مخفف ازیدر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): چنین گفت کای کردگارا مرارهائی نخواهد بدن زیدرا. فردوسی (یادداشت ایضاً). بدینجات از بد نگهبان بود چو زیدر شدی توشهٔ جان بود. اسدی (یادداشت ایضاً). ببین و بدان کز کجا آمدی کجا رفت باید چو زیدر شوی.اسدی.
رجوع به ایدر شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
زیدر
شماره: 175885
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ ] (ق مرکب) از اینجا. مخفف ازیدر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): چنین گفت کای کردگارا مرارهائی نخواهد بدن زیدرا. فردوسی (یادداشت ایضاً). بدینجات از بد نگهبان بود چو زیدر شدی توشهٔ جان بود. اسدی (یادداشت ایضاً). ببین و بدان کز کجا آمدی کجا رفت باید چو زیدر شوی.اسدی.
رجوع به ایدر شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
175885
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی