دهان بستن153666
معنی و تعریف
[ دَ بَ تَ ] (مص مرکب) روی هم گذاشتن لبان. بستن دهان را. || کنایه از سکوت گزیدن و خاموش گردیدن است. (یادداشت مؤلف): در فتنه بستن دهان بستن است. امیرخسرو دهلوی.
|| کنایه است از خاموش کردن و به سکوت واداشتن کسی را. (از یادداشت مؤلف): پس آنگه به زانوی عزت نشست زبان برگشاد و دهانها ببست.سعدی. دهان خصم و زبان حسود نتوان بست رضای دوست به دست آر و دیگران بگذار. سعدی.
- امثال:
در دروازه ها را می توان بست دهان مردم را نمی توان بست.
(یادداشت مؤلف).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
دهان بستن
شماره: 153666
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ بَ تَ ] (مص مرکب) روی هم گذاشتن لبان. بستن دهان را. || کنایه از سکوت گزیدن و خاموش گردیدن است. (یادداشت مؤلف): در فتنه بستن دهان بستن است. امیرخسرو دهلوی.
|| کنایه است از خاموش کردن و به سکوت واداشتن کسی را. (از یادداشت مؤلف): پس آنگه به زانوی عزت نشست زبان برگشاد و دهانها ببست.سعدی. دهان خصم و زبان حسود نتوان بست رضای دوست به دست آر و دیگران بگذار. سعدی.
- امثال:
در دروازه ها را می توان بست دهان مردم را نمی توان بست.
(یادداشت مؤلف).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
153666
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی