[ بِ دَ هَ ] (اِ مرکب) در
محل دعای بد و نفرین مستعمل میشود.
(آنندراج): خاکم به دهان. رجوع به صفحات
قبل و ترکیبات خاک شود:
من می خورم و تو می کنی بدمستی
خاکم به دهن مگر تو مستی ربّی.
(منسوب به خیام).
لینک ها و اشتراک گذاری
پیشنهادات تصادفی
دهن
شماره :154397
[ دَ هَ ] (اِ) مخفف دهان. دهان و فم. (ناظم الاطباء). ترجمهٔ فم است و با لفظ شکستن و شستن و دوختن و ب...
من
شماره :305379
[ مَ ] (ضمیر) به معنی خود که به عربی انا گویند. (برهان). ضمیر متکلم واحد. (غیاث). ضمیر متکلم واحد. (...
[ بِ دَ هَ ] (اِ مرکب) در
محل دعای بد و نفرین مستعمل میشود.
(آنندراج): خاکم به دهان. رجوع به صفحات
قبل و ترکیبات خاک شود:
من می خورم و تو می کنی بدمستی
خاکم به دهن مگر تو مستی ربّی.
(منسوب به خیام).