خاک به دهن128500
معنی و تعریف
[ بِ دَ هَ ] (اِ مرکب) در محل دعای بد و نفرین مستعمل میشود. (آنندراج): خاکم به دهان. رجوع به صفحات قبل و ترکیبات خاک شود: من می خورم و تو می کنی بدمستی خاکم به دهن مگر تو مستی ربّی. (منسوب به خیام).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری

پیشنهادات تصادفی

دهن
شماره :154397
[ دَ هَ ] (اِ) مخفف دهان. دهان و فم. (ناظم الاطباء). ترجمهٔ فم است و با لفظ شکستن و شستن و دوختن و ب...
من
شماره :305379
[ مَ ] (ضمیر) به معنی خود که به عربی انا گویند. (برهان). ضمیر متکلم واحد. (غیاث). ضمیر متکلم واحد. (...
افتادن
شماره :39312
[ اُ دَ ] (مص) از پا درآمدن. (از آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (از برهان) (هفت قلزم). از پا درآمدن. سا...
حاجی بابا افشار
شماره :114770
[ اَ ] (اِخ) یکی از کسانی است که اولین بار برای تحصیل به اروپا رفتند و یکی از علل رفتن برای تحصیل به...
روغن
شماره :168051
[ رَ / رُو غَ ] (اِ) هر مادهٔ دسم و چربی که در حرارت متعارفی میعان داشته باشد خواه حیوانی بود مانند ...
باک
شماره :56079
(اِ) ترس. بیم. (فرهنگ اوبهی) (فرهنگ جهانگیری) (برهان قاطع). وحشت. هول. خوف. (ناظم الاطباء). رعب. روع...
خاک به دهن
شماره: 128500
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بِ دَ هَ ] (اِ مرکب) در محل دعای بد و نفرین مستعمل میشود. (آنندراج): خاکم به دهان. رجوع به صفحات قبل و ترکیبات خاک شود: من می خورم و تو می کنی بدمستی خاکم به دهن مگر تو مستی ربّی. (منسوب به خیام).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
128500
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی
واژگان مرتبط