توضیحات درس

مقدمه:

به کلاس دهم خوش آمدید. امسال قراره با یکی از درسهای مربوط به علوم تجربی بصورت تخصصی‌تر آشنا بشین، فیزیک! شاید از خودتون بپرسید که اصلاً فیزیک چیه و به چه دردی می‌خوره؟ جواب دادن به مورد آخر، مقدار از حوصله‌ی این جزوه و حتی کتاب درسی‌تون خارجه. منتها در همین چند فصلی که با هم خواهیم خواند، کاربردهای بسیار جذابی از علم فیزیک را می‌بینیم. برای شروع به چند تا از این کاربردها اشراه می‌کنیم:

❓ کاربردهایی از علم فیزیک را نام ببرید:

هواپیماهای مسافربری، خودرو- دستگاههای پزشکی (مثلاً MRI)، 

بخش اول-قسمت 1: فیزیک-دانش بنیادی

برای شروع بیاید ببنیم واژه‌ی فیزیک یعنی چه؟ ریشه‌ی اصلی کلمه‌ی فیزیک زبان یونانی بود و به معنیشناخت طبیعت است. حالا بیاید ببینیم یک فیزیکدان دقبقاً چه کاری انجام می‌دهد؟

  • مشاهده کردن: اولین وظیفه‌ی یک فیزیکدان دیدن و مشاهده‌ی پدیده‌های اطرافش است.
  • پیدا کردن الگو ونظم بین پدیده‌ها: فیزیکدان پس از مشاهده کردن محیط اطرافش، تلاش می‌کند رابطه‌ی بین

آنها را پیدا کند. مثلاً ما می‌خواهیم سقوط اجسام را در روی زمین بررسی کنیم. بعد به این نتیجه می‌رسیم: هر جای کره‌ی

زمین جسمی را رها کنیم، بطرف زمین حرکت می‌کند.

مرحله‌ی بعدی کار یک فیزیکدان توضیح آن پدیده براساس مدل، قانون یا نظریه است. این سه اصطلاح در ادامه با

جزئیات توضیح داده می‌شود.

بخش اول-قسمت 2: قانون، نظریه و مدلسازی

- قانون: به گزاره‌های کلی و مختصر که در دامنه‌ی وسیعی از پدیده‌های گوناگون طبیعی معتبرند. (قانون های نیوتون)

  • نظریه: نظریه مجموعه‌ای از اصول منظم و مرتبط به‌هم است که روابط بین متغیرها یا پدیده‌ها را توضیح می‌دهد و غالباً قابلیت پیش‌بینی دارد. (نظریه نسبیت اینشتین)
  • اصل: اگر یک گزاره در دامنه‌ی محدود درست باشد. (اصل برنولی- اصل پاسکال).

مدلسازی: یعنی یک پدیده فیزیکی پیچیده را آنقدر ساده کنیم تا بتوانیم آن را تحلیل و بررسی کنیم. به اینکار مدلسازی می‌گویند و به پدیده‌ی ساده شده مدل.